سكس خيلي خشن。 سکس خارجی کلیپ سکسی‌ زیبا و خفن مخصوص جلق آلِکسا گریس

تصور کنید بچه­تان که در طول نه ماه خیلی دوستش داشتید، مرده به دنیا آید. اما وقتی همین ادمهای ساکت ، که نه مشکل خاصی دارند و نه تحت خشونت هستند این قابلیت را دارند که چنین خشن عمل کنند و بدتر اینکه، از خشونت ، حتی برای لحظاتی کوتاه در زندگی ، لذت ، ببرند ، برای من بسیار عجیب است اینکه در هریک ازما دیوی چنین سرکش و خشمگین وجود دارد که کنترل ان هم بدست ماست که شاید بر بسیاری از اعمال عادی خودمان هم کنترل درستی نداریم. ببین شما از دست دخترهایی که سکس رو انکار می کنن… ناراضی هستی…. پس می بینی من بدبین نیستم، بد دل هم نیستم. زندگی نامه این جوان پر بود از فقر و فلاکت و بدبختی. در خصوص مسئله سکس همین طور هستش. همونطور که با فریاد کشیدن و شکستن کاسه بشقاب این اتفاق میوفته. با این توضیح که همه ما درگیر هستیم بین خوی فرشته صفتمان و دیو صفتمان! ولی درست که زنها باید خودشون رو اصلاح کنن…. خشونت کمی هم موجب میشه سکس از حالته تکرار خارج بشه ولی وقتی این خوشحونات تکرار بشه دوباره خودش لذتش رو از دست میده. حتما تو دنیا کسایی هم هستن که تو زندگی سکس اولویت اولشون نیست…. مثل اینکه امروزه روز یک ابزار جدید برای ترور شخصیتهای مخالف پیدا شده و اون هم اتهام تجاوز به ناف طرف بستن است. دوستان شهواني عزيز سلام من يه پسر فوق العاده سكسي و حشريم كه بخاطر غرورم يكي دوبار بيشتر تو زندگيم به دختر جماعت پيشنهاد ندادم نه قيافه ي خيلي خاصي دارم كه هردختري منو ارزوي خودش بدونه و نه پول و ماشين و تنها چيزايي كه دارم شادابي و سر زندگي و انرژي و سرزبون وهيكل فيت نسي خيلي خوبمه كه خيليا بخاطر همينا هوامو دارن و سعي ميكنن باهم تايممون رو بگذرونيم من رزمي كار حرفه ايم تو دوران اوج خودم كه درگير تمرين و مسابقاتم بودم يكروز تصميم گرفتم تو يه كلاس اموزش نرم افزار تو تهران شركت كنم كه مربوط به رشتم بود خلاصه ثبت نام كردمو رفتم سركلاس نشستم يك محيط دوستانه بينمون ايجاد شد و من سه تا دختر همكلاسي هم داشتم استاد كلاس خيلي باهام صميمي شده بود و طي دوره مون همش از من و هوشم تعريف ميكرد تو اين حين من تو كف يكي از دختراي كلاسمون بودم بنام ليلا ليلا خانوم قصه ما كه يه دختر قد بلند باصورت كوچيك ولباي غنچه اي و چشماي گرد بود منو حسابي گذاشته بود توكف هرموقع كلاس تموم ميشد تا از موسسه ميومدم بيرون ميديدم نزديكاي در خروجي محوطست كه حدودا ٤٠ ٥٠ متري فاصله داشت ازمن و منم بي خيالش ميشدم و پيش خودم ميگفتم ديوث چه عجله اي داره كه بره بده اصلا قسمت نميشد باهاش حرف بزنم تااينكه مسابقات كشوري شد و دوتا مدال گرفتم منم واسه اينكه برم تو دنياي ليلا يه جعبه شيريني خامه اي گرفتمو بردم موسسه و روزنامه مو كه اسممو بعنوان قهرمان زده بود بردم استاد خيلي ازم تعريف ميكردو خلاصه ليلا هم نظرش بهم جلب شده بود از اونجايي كه براي هر جلسه اموزش مسافت زيادي رو تاموسسه ميرفتم و لپ تاپم وزنش سنگين بود يكي دوبار پيش ليلا غر زدم كه اونم از خداخواسته گفت اره بيا از لپ تاپ من استفاده كن اينجوري تو لپ تاپ نمياري كه اذيت شي و به منم ياد ميدي كارهايي كه استاد ميگه رو انجام بدي كه بهتره برا جفتمون منم قبول كردم دوماه از اموزشمون گذشته بود ومن هنوز كاري نكرده بودم يروز بلاخره قبل رفتنش رسيدم بهش و تايه مسيري رو بهم رفتيم كه هركاري كردم نذاشت حساب كنم اخه اون ٣١ سالش بود و من ٢٦ گفت زشته وقتي بزرگتر كنارته دست تو جيبت كني منم چيزي نگفتم و قبول كردم گفت شمارتو بده احتمالا جلسه اين هفته رو نيام و براي پي گيري نرم افزار كه چيكار كردين باهات تماس بگيرم منم شمارمو دادم و اون باهر دوتا خطش بهم ميس داد خدافظي كرديمو رفتيم همش باخودم كلنجار يرفعم كه بگم بهش يا نه همش ميترسيدم عكس العمل بدي نشون بده و ابروم بره يروز حين اموزش كه كناش نشسته بوديمو استاد هم داشت پاي وايت برد يه سري مطالب مي نوشت من تصوير صورت ليلارو كه دستشو گذاشته زير چونش ولباش اماده خوردن شده رو ديدم واي خدا لباش با يه رژ بنفش تيره حسابي خوردني بودن همونجا راس كردم دلمو زدم بدريا وبهش اس دادم كه حواست هست خيلي ماچ كردني شدي نميدونم چم بود كه اين اس رو دادم ميترسيدم از عكس العملش و ترسيدم ابروم بره كه بهم اس داد ممنونم عزيزم نظر لطفته منم كيف كردمو وقتي ديدم اينجوري جواب داد گفتم خوشبحالش گفت كي منم تو اس جواب دادم دوس پسرت پرسيد چطور كه منم جواب دادم اخه خيلي خوبي خيلي ماهي و دوست داشتني هيچي بهم نگفت منم اسي بهش ندادم جلسه تموم شد ومثل هميشه زودتر رفت منم تا اومدم برم استاد مخمو گرفت به كار كه اره اگه همينجوري فعاليت كني اين نرم افزار ايندتو تامين ميكنه و همش پيش خودم ميگفتم ديوث ليلا رفت بزار برم بلاخره صحبتاش تموم شد منم با نا اميدي رفتم پايين يه حسي داشتم گفتم بزار بهش زنگ بزنم كه ديدم باكمال تعجب دم در وايساده منم خوشحال دوييدمو رفتم پيشش و تا اومدم حرف برم گف ببين من يه دخترم كه اصلا تو فاز محبت و دوس داشتن و دوس پسر و اينا نيستم پس وقتتو الكي پاي من نزار اب پاكيو ريخت رو دستم هيچي نگفتمو رفتم يكي دوروزي نگذشته بود كه ديدم اس داد سلام چطوري نيستي گفتم خودت خواستي برم و رابطمون ازونجا شروع شد حدود دوماه ديگه طول كشيد تا تونستم خودمو حسابي تو دلش جاكنم بعد از يكي دوبار رستوران سنتي و قليون بلاخره خونمون بدليل فوت يكي از فاميلاي شهرستان خالي شد منم بلافاصله به ليلااس دادم كه خيلي نامردي گفت چرا منم جواب دادم ادم يه كسي مثل تورو داشته باشه بعد تخم مرغ بخوره مردم بخدا كه پرسيد چراتنهايي منم دليلشو گفتم كه برگشت جواب داد بيام برات غذا درست كنم خدايا باورم نميشد دقيقا همون چيزي كه انتظارشو داشتم گفت ميام ولي كاري نكنيما منم گفتم تو بيا هرچي تو بخواي قرارمون ساعت ٤ غروب روزاي اوايل دي ماه بود رفتم سر خيابون دنبالش تا ديدمش كيرم شق كرد يه ساپورت مشكي با يه بافت بلند كاموايي كلاهدار سفيد كه دور كلاش پشم داشت يه ارايش نيمه غليظ كرده بود كه دوس داشتم رفتيم خونه يكم ازش پذيرايي كردم نشسته بود رو مبل منم هيكل رزميمو با يه ركابي حسابي انداخته بودم بيرون گفت يه اهنگ بزار منم باسيستم خونه يه اهنگ گذاشتمو رفتم رو مبل كنارش نشستم اهنگ غمگيني بود تو فكر اهنگو شكستاي گذشته بودم ديدم دستمو گرفت تا نگاش كردم ديدم داره اشكاش مياد ازش دليلشو خواستم گفت دوست پسرش بهش خيانت كرده و بعد ازينكه پردشوزده ن حسابي كردتش رفته تركيه من كلي دلداريش دادم كه گذشته ها گذشته و اهنگ شاد گذاشتمو بزور بلندش كردم براي رقصيدن همينطور كه ميرقصيديم لبامو يكي دوبار بردم جلو و ديدم داره همكاري ميكنه بغلش كردمو لباشو خوردمو باهم ميچرخيديم كيرم داشت منفجر ميشد بردمش رو مبل و خوابيدم روش و حسابي لباشو خوردم گفتم بريم روتخت كه بايه حركت سر حرفمو تاييد كرد رفتيم رو تخت همزمان كه لباشو ميخوردم لباساشو در مياواردمو اونم ركابي منو در اوارد خوابيدم روش وكير سفتمو از رو شورت فشار ميدادم به كوسشو سينه هاي كوچيكشو بادست ميماليدم تا اومدم شورتشو بكشم پايين گفت بدون كاندوم نميدمو منم كه فكر همه جارو كرده بودم سه تا كاندوم خونه داشتم رفتم از تو كشو يكيشو اواردمو بعد ازينكه حسابي برام كيرمو خورد كاندومو گذاشتمو اروم كردم تو كسش خيلي تنگ نبود معلوم بود دوس پسرش ننشو گاييده ولي خوب بود داغو ليز يه بيست دقيقه اي تلمبه زدمو ابم رو تو كاندوم كسش خالي كردم كاندومو در اواردمو ساعتو نگاه كردم باخودم گفتم تا صبح بايد نگهش دارم و حد اقل ٥ بار ديگه ميكنمش پس كاندوم رو چيكار كنم كسش خيلي مو داشت و موهاشم كيرمو اذيت ميكردن ازش پرسيدم چرا نزدي كه اونم گف نادم كه وقتي ديديش نكني منو نميدونست تو كف بودم اساسي ساعت حدودا هفت بود كه باز زد بالا و باز اومديم رو تخت ساپورت و شورتشو كشيدم پايينو بعد از خوردن لاله گوش و زبون و گلوش همينطور كه كيرمو رو كسش بازي ميدادم نفسامو ميزدم به شونه هاش كه خيلي بيشتر حشريش ميكرد كاندوم دومو گذاشتمو كيرمو تا ته كردم تو يه اه بلند كشيد كه همين الانم يادم ميوفته حشري ميشم لباشو بادندون گرفتمو يه نيم ساعتي تلمبه زدم همزمان سينه هاشم ميخوردم قبل اينكه ابم بياد كشيدم بيرونو كاندومو در اواردمو ابمو خالي كردم رو كسش گفت چرا اين كارو كردي گفتم ميخوام دوباره ازش استفاده كنم كه گفت نميخواد ديگه بدون كاندوم بكن منم خيالم راحت شد رفتيم شام بخوريم كه يهو فاز رفتن گرفت كه بايد برم خونه مادربزرگم ليلا بخاطر قضيه زن بودنش از خونه طرد شده بود با يه دختر ديگه تو كرج يه خونه اجاره كرده بودن بهونه اوارد كه مايع لنزمو نياواردمو اگه نزارمشون تو مايع خراب ميشن خيلي اصرار مرد و منم نميخواستم بزارم بره به دوستم زنگ زدم و اونم نامردي نكردو سه سوته برام از داروخونه گرفت و اوارد دوستم اومد پيشمون نشست به بهونه حرف زدن تا ٤ صبح موند ولي منتظر چراغ سبز ازمنبود كه بره سراغ ليلا كه اجازه ندادم بهش و رفت اخه چطور ميشه وقتي يكي بهت اعتماد ميكنه ازش سوء استفاده كني ساعت حدودا ٤ ٥ بود كه باز منو فاز سكسي گرفت ليلا از من حشري تر باز رفتيم روتخت اما اين سري گفتم ليلا گفت جان گفتم بريم حموم گفت بريم بردمش حموم و با ژيلت پشماي كسشو زدم تو حموم سردمون بود ونتونستيم سكس كنيمو اومديم بيرون زود خودمونو خشك كرديمو رفتيم زير پتو روتخت لخت بوديم اومدم روش اين سري بدون مقدمه كيرموت اته كردم تو كسش تلمبه كه ميزدم حس كردم تو تمام سكسايي كه داشتيم ليلا يه جوريه ازش پرسيدم عزيزم چرا لذت نميبري گفت اخه بلد نيستي اونجا فهميدم كه سكس خشن ميخواد منم نامردي نكردمو رفتم از تو اشپز خونه طناب بند رخت داشتيم اواردم دستاشو بستم به تختو عين وحشيا افتادم روش گاز ميگرفتم بدنشو جيغ ميزد قشنگ مشخص بود داره ديوونه ميشه اومدم رو كسشو حسابي كس بي مو شو زبون زدم سرعت زبونمو بردم بالا تا اينكه يه جيغ زدو ارضا شد به شيكم خوابوندمشو از پشت همه كيرمو كردم تو كسش چون سكس زياد داشتيم ابم دير ميومد منم ازخدام بود ميخواستم نياد اصلا ليلا با حرفاش ديوونم ميكرد اره عشقم بكن كسمو جربده ليلاااا اهههه عشقممممم جوووووون چقدر داغه نفسممممم اههههه ليلام تو جواب ميگفت اره عشقم بكن مال خودتهههه جرم بده بدو همه كيرتو تا ته بكن تو جوووونن اره اههههه خلاصه ايندفعه ابمو تااخرين قطره خالي كردم تو كسش برش گردوندم تا دستاشو باز كردم اومد نشست روم كير بي حالمو گذاشت لا كسش و لبامو ميخوردو ميگفت تو كجا بودي تا حالا ازين ببعد مال خودمي عشقم ساعت حدودا ٨ ٥ بود رفتم صبحونهررو اماده كردمو سفره رو چيدم اومد باهم صبحونمونو خورديمو كلي كيف كرديم خوشمزه ترين صبحونه زندگيم بود بعد از صبحونه گفتم ليلا عشقم گفت جون گفتم باز بريم گفت خدانكيلي جدي ميگي گفتم اره از خدا خواسته باز رفتيم روتخت و اين سري ساپورتشو تا نصفه كشيدم پايينو همون لب تخت حسابي تو كسش تلمبه زدم اونقدر سرعتمو بردم بالا كه ليلا ارگاسم شد و ديگه نا نداشت منقبظ شدن عسلات داخل كسش دور كيرم يه حس خيلي قشنگ بود كه باعث شد چند قطره اب باقيمونده مو هم تا قطره اخر تو سوراخ كس ليلا خانوم حشري خالي كنم كيرم لاي كوسش مونده بود كنار هم بي حال درازكشيديم ساعت تقريبا يازده شده بود كه پاشد بره دوش بگيره حوله رو براش اماده كردمو اومدم اونم دوشش رو گرفت و اومد تو اتاق خواب كنار ميز ارايش شروع كرد به ارايش و لباس پوشيدن يه لب ازم گرفتن گفت تو ديگه مال خودمي شوهرمي منم از خدام بود خلاصه ليلا ارايششو كرد و رفت سر يه سري سوء تفاهم باهم رابطمون تموم شد و اون الان ازدواج كرده ببخشيد اگه طولاني بود اولين داستانم بود موفق باشين نوشته. و سرم رو گذاشتم رو شونه دوست پسرم و گریه کردم…. نمی فهمید که من چرا اون رو باید با خودم ببرم…. به شخصه باورم این هست که تازه اگه دست به کار بشیم می تونیم نسل های آینده رو نجات بدیم. ممکنه که خیلی ها فکر کنند که این مسا ئل با زندگی روزمره ما سر و کاری نداره ولی مشگل در این است اگر اصل اول که بیگناهی شخص است در صورت عدم وجود دادگاه زیر پا گذاشته شود پس منتظر باشید که در زمان کوتاهی همین شتر هم در خانه شما بخوابد. خانومی ک اهل عشق و حاله یا پسر کم سن و سالی ک دوسداره عشق کنه تو تلگرام بهم پی ام بده من زنگ میزنم خودم بهش. در جامعه جهان سومی مثل ایران، قانون نه تنها در راستای پر کردن خلاء کمکی به زن نکرده که عملا دست مرد رو برای هر سو استفاده ای باز گذاشته. خشونت در خدمت خشونت نیست در خدمت هدفه. ویدا جان ببین من الان دلم می خواهد یک آزارا داشته باشم. و ارزش دیگه ای به مرد قائل نیستن…. اینکه چرا چنین چیزی را خواستم مهم نیست. یک لحظه از خودتون بپرسید اگه جای اون بودید آیا هیولای درونتون فوران نمی کرد؟ پی نوشت: بحث من در اینجا اصلا بعد حقوقی و اجتماعی قضیه نیست. خوب خاطرم هست زمانی که 11 سال سن داشتم، موجود خرفتی بهم گفت وقتی دختر زیبایی رو می بینی به زمین نگاه کن تا به اندازه ریگهای زمین ثواب به حسابت واریز شه. چه چیز رو دوست داریم چه چیز رو نه…. چون واقعا مهم اینکه چطور با گفتگو درست هم در کنار دوست دختر یا دوست پسرمون به عنوان یک شریک غم و غصه و شادیهاش باشیم و هم به حریم شخصیش احترام بذاریم…. متاسفانه خانمها لااقل خانمهای ایرانی خودشون هم نمی دونند چی می خوان. یعنی دقیقا بدونیم که چی ارزش هست چی نیست؟! این یک اصل است و فرافکنی آن اشتباه. خواهش می کنم هر کس که اندک علاقه ای به روانشناسی داره «آزمایش زندان استنفورد» رو در گوگل جستجو کنه. و اما شاید اونهایی که گذاشتن و رفتن…. مرد فهیم و بسیار مودب بادیسپلین … عدالت خواهی نسوان خوراک فرهنگی پراکنده. Если Вы в поиске знакомств для секса на один или два раза Вам обязательно стоит зарегистрироваться на нашем вебресурсе знакомств. پی نوشت: من با کسی سر جنگ و دعوا ندارم…. راحت بگویمتان در میان بانوان ما هنوز خیلی از مسایل حل نشده است، به خصوص بین افرادی که تحصیلات دانشگاهی بالاتر از ارشد دارند. و اگه فکر می کنید که نمی تونید منطقی بحث کنید و برای دفاع از خودتون مجبور به فحش و گفتن حرفهای زننده و دادن القاب بی ربط خواهید شد… در اون صورت من از ادامه بحث با شما معذور هستم…. من اوایل کارم… باید یک پروژه رو تحویل یک شرکت دیگه می دادم…. سکس لزبین ایرانی داستان سكس با سيمين اسم من سيمين 29 سالمه و 4 ساله كه ازدواج كردم اون موقع كه دختر خونه بودم هميشه تو خونه آزاد ميگشتم مخصوصا موقعي كه بابا خونه نبود آخه اون بعضي وقتا گير ميداد كه جلوي ياسر مراعات كنم ياسر دادشمه 6 سال از من كوچيك تره خيلي خوشگله و خوش هيكله خيلي از دوستام طلبه بودن باهاش دوست بشن بعضي وقتا از حموم كه ميومدم. این دو جنبه خشونتگرایی و خشونت طلبی اونها هم آسیب مستقیم و شدید تو این زندگی روزمره نداره البته تا اونجایی که بیماری نشده. می دونم پذیرش این حرف خیلی سنگین هست و اگر هم بپذیری حداقل خودت رو مستثنی می دونی. چون اینجا این اتفاق امکان داره برای یک مرد از طرف زن بیقته و می دونست که چی کار باید کرد تا رابطه سالم بمونه…… خلاصه اون تجربه چشم من رو به واقعیتی باز کرد… و اون واقعیت هم چیزی جز اعتماد کردن به پارتنرت نیست…. یا از همسرشان برای داشتن یک ارتباط جنسی مناسب نا امید شده اند. ممنون ویدا جان که بحث رو وارد فضای منطقی کردی به قول خود شما، بحث بر سر مرد یا زن نیست. هر وقت فهمیدم که خیانت کرده اونوقت یک فکری می کنم…. یکی از بارزترین نمودهای این تربیت، فرهنگ نفاق و دروغ هست. هیچکس نمی تونه ادعا کنه که از سکس متنفره حتی من! وقتی براش تشریح کردم که جزئیات سکسشون چی بوده حاج و واج موند و بعد از اون بود که دیگه هرگز حاضر نشدم ببینمش به رغم اصرارهای زیادی که کرد. قضیه تجاوزی که مطرح کردین، حاصل خیلی چیزهای دیگه در جامعه غیر از مثلا میل زنها به تجربه ی خشونت هست. در کل به نظر من قضیه اصلان پیچیده نیست. و با پیش فرض عمل کردن …شده بلای خانمان سوز کشورمون…. بابا چرا نظر من رو پاک کردی؟ من که نوشته ات رو خوندم فکر کردم ویولیتا نوشته. در ضمن خشونت موجب میشه کمی از فشارهای عصبی مون کم بشه. دراصل هم علت خلق این نوشته شنیدن خبری مبنی بر تجاوز سیزده نوجوان به یک دختر بود و خاموش کردن سیگار برروی بدن ان دختر…اما وقتی ما این روزها شاهد خشونت و بی اخلاقی در همه ابعاد در جامعه هستیم از دعواهای خیابانی تا بگومگوهای و بداخلاقی های بین مسوولان مملکتی پس فکر کردم باید بسیار فراتر از بررسی یک نوع از خشونت به ان نگاه کرد. اینکه ابزاری مثل عرف یا قانون یا دین برای کنترل این خشم سرکش در هریک از ماهست بسیار خوب است اما در مملکتی که دین و عرف و قانون دارد روز بروز جایگاه خود را از دست میدهد ایا نباید هرروز شاهد خشونت های افسار گسیخته تر باشیم ؟ چهارم میشد از این نوشته برای وجود خشونت جنسی در جامعه نتیجه گیری کرد و برایش تاسف خورد. ان مرد هم ادم فهیمی بود و بسیار مودب و بادیسپلین …. و این من رو به شدت عصبانی می کرد… هرجور باهاش رفتار می کردم فایده نداشت…. در هر صورت باید با به کار گیری تفکر منطقی از این نوع احساسهای زشت و زود گذر که حتی بعد از اتمام آن حتما پشیمانی ببار دارد دوری کرد. هم به این نتیجه رسیدن که جامعه بی هویت شده ولی شاید در راه اصلاحش خودشون با کسایی که داخل کشور هستن هم نظر نباشن… یعنی شاید اونها هم این بی هویتی رو درمان می کنن ولی با معیارهای ایران هنوز بی هویتی هستش…. البته این فرایند را با تمهیداتی برای آنها باورپذیر نمود بعد از مدتی هرکدام از این دو دشته که از آغاز بصورت تصادفی و همسان سازی Matching انتخاب شده بودند، در نقش خود فرو رفته و آنچه را از آنها انتظار می رفت به نمایش گذاشتند. بنابراین فکر می کنم اول باید تعریف شما از دندان شکن بودن رو بشنوم و بعد بتونم بگم که پاسخهای من دندان شکن هستش یا نه…. یک خشونت بی سابقه در حرکاتش و حتی لمس کردنش …… درد می کشیدم اما نمی خواستم اعتراضی کنم …دلم میخواست اینطوری ارومش کنم …… این اولین تجربه من از یک سکس خشن بود و چند روز تمام بدنم درد میکرد. چند ماه پیش هم شاهد این اتفاق برای جولیان آسانژ از ویکی لیکس بودیم و الان هم شاهد همون ماجرا برای آقای استراس خان رئیس صندوق بین اللملی پول شده ایم. ولی برای انسانهایی که بالغن و در یک رابطه خودوشون رو مسئول سلامت خود و طرفشون میدونن، باید یک »دکمه ی خروج» از این احساسات قوی باشه. امروز در اخبار دیدم که چند تا گروه فمینیستی هم از فرصت استفاده کرده و با بالا بردن پلاکارد خواستار محکومیت آقای استراس خان شده بودند. متاسفانه به واسطه نوع خلقتمون زنها به صورت فیزیکی از مردها ضعیف ترند. سلام اين يك داستان نيس بلكه يه خاطره از بهترين خاطره هاي زندگيم هس اسمم سارا ٢١ سالمه و هيكل خوش فرمي دارم و وزنم هم ٦٠ كيلوه و سايز سينم هم ٧٣ من عاشق آرمان بودم طوري كه واسش ميمردم و حاضر بودم هر كاري واسش كنم ارمان حدود ١ سال پيش بود كه خيلي اصرار ميكرد كه برم خونه مجرديش ولي هميشه يه ترسي داستم و نميرفتم نميدونم چرا ولي ميترسيدم در ضمن تا اون شب هيچ سكسي ندااشتم با هيچكس خوب شب تولدش رسيد و بهم زنگ زد و گفت كه كيك و وسايل گرفتم و بايد امشب بياي پيشم با كلي اصرار قبول كردم و با آژانس رفتم پيشش ديدم كيك و وسايل خريده خلاصه تولدشو جشن گرفتيم تا اينكه ساعت ١١ شد از ساعت ٧ پيشش بودم گفتم بايد برم و كادومو كه يك ساعت شيك بود دادم ولي اون اجازه نداد برم و من هم مامانم و بابام رفته بود گرگان پيش داداشم خلاصه اصرار كرد و منم قبول كردم اينم بگم كه خيلي پولدار بودن و خونه شيكي داشتن و حمومشونم بزرگ بود و وان داشتند رو مبل بوديم كه تلويزيونو روشن كرد و يك فيلم پورن خيلي عالي گذاشت و نگاه ميكرديم كه يهو دستاشو كم كم ماليد به سینه هام و فشار ميداد من قرمز شده بودم و اون داشت حال ميكرد خدايشش منم حال ميكردم اون قبلا گفته بود كه سكس خيلي خشن دوس داره اونم خيلي خيلي منم خشن دوس دارم ولب نه در اون حدي كه اون شب انجام داد باهام خلاصه منو ميلوسيدو ميليسيد و ميرم سره اصل مطلب زيپه شلوارشو كشيد پايينو كيرشو كه حدود ٢٣ سانت اينا ميشد كه خيلي هم خوشگل بود كرد تو دهنم و گفت ساك بزن منم تند تند ساك ميزدم و اونم اوج لذتش بود اون گفت كستو ميخوام منم گفتم نميشه چون من تا حالا نداده بودم و پرده داشتم ولي جه جوري شد كه دادم الانم نميدونم خلاصه لليس ميزد كسمو و منم كه اوج لذتم بود كاندومو درو ورد خار دار بود خلاصه روغن زد به كسم تا داد داخل اشكم در اومد ديدم بله پاره شده و چقدم خون اومد رفتم تو وان و شستم خودمو و اومدم بيرونو شروع كرد منو برد رو تختش كه ٢ نفره بود و خوابوند رو تخت و تا تخماش ديگه داده بود داخل ديگه تند تند تلمبه ميزد و در همين حال گفت تاخيري زده كه تو دلم گفتم واي چه غلطي كردم درد داشتم ولي كم كم عادي شد و اونم تند تر كرد و ديگه كلي عرق كرده بود همه لباسش خيس بود لباساشو دو اوردم و رسيدم به جورابش كه گفت در نيار خوابيد رو تخت و گفت بشين رو كيرم نشستم و تند تند تلمبه ميزد كه يهو پاشو اورد جلوم كه گفتم چيكار ميكني گفت من خشن ميخوام و گفت جورابامو بايد ليس بزني گفتم نه و گفت تو امشب ماله مني جوراباشو اورد جلو چسبوند به دهنم و منم ديگه داشتم ليس ميزدم واسش جوراباش سفيد بود و خيلي هم كثيف نبود ولي بو ميداد ديگه ليس ميزدم و لذت ميبردم جوراباشو در اوردمو لاي انگشتاشو با انگشتاشو هم ليس زدم و كاندومو ديگه در اورد و بدون كاندوم به جونه كونم افتاد حالت داگي تند تلمبه ميزد و اه اه خودشم در اومد و منم كه ديگه نا نداشتم و يه دفعه ارضا شدم و اون هنوز ارضا نشده بود و گفت گفتم كه تاخيري زدم هميشه عاشق زير گردن و گوشاش بودم واسه همين بوس ميكردم گوشاشو و زير گردنشو سينه هامو ميخود در حالي كه تند تند داشت كسمو ميكرد منم كه حال ميكردم ديگه دردم شديد شد و جيغ ميزدم و يه دفه جوراباشو كه در اورده بودم به دهنم بست كه جيغ نزدم داشتم خفه ميشدم چون كفشاشم فوتبالي بود بو ميداد جوراباش بلندم كرد و وايساد و پاهامو رو شونه هاش گذاشت و تو كسم ميكرد تند تند و ازم لب ميگرفت خسته شده بودم خيلي ولي هنوز ارضا نشده بود در اوردو دوباره واسش ساك زدم ٥ دقيقه اينا و دوبارم كرد اين دفه تو كونم كه جيغم در اومد گفت ساكت اخرشه ديگه ٥ دقيقه هم كونمو كردو گفت داره ابم مياد و در اوردو ابشو ريخت همرو تو صورت و دهنم گفت بخور خوردمو واسش ساك زدم و رفتيم دو تامون تو وان و باهام ور رفتيم و منم از كفه پا تا نوكه سرشو بوس ميكردم و اونم حال ميكرد اينم از خاطرهه عاليه من باز هم از سكس هامون مينويسم خواهشا فحاشي نكنين و به نوشته همديگه احترام بزاريد نوشته. اون هم در جواب من گفت: تا وقتیکه تو نخواهی باهاش لاس بزنی. آنال سکس مثل دفع مدفوع است یعنی فرد هنگامی سکس خارجی مکانیسم لذت آنال سکس مثل دفع مدفوع است یعنی فرد هنگامی که در انتهای روده بزرگ خود یا رکتوم مدفوع دارد دچار احساس تنش می شود و زمانی که این مدفوع دفع شد این احساس تنش از بین رفته و ارامش حاکم می شود سکس خارجی. اگه تهران میای و میری ازت سوال می کنم، چند بار همچین صحنه ای رو در تهران دیدی؟ بنابراین تاکید می کنم بحث فرد نیست. اما در مورد قسمت دوم، از اونجایی که یک تجربه شخصی اسم بردی تجربه شخصی خودم رو می گم. متاسفانه اخلاق در اجتماع ما با سرعت فزاینده ای رو به نابودیه. اینکه در تمام انسانها وجود داره به صرفه ترسناک نیست. مسئله خشونت مهار نشده و تجاوز به وجود یک انسان هست که همچین اتفاقی رو میافرینه. همه یا می تونن تو این لجنزار غوطه ور بشن و مثه شما لذت ببرند! من همون روز رابطه مو کات کردم و نتیجه این شد اون بحثهای فلسفی الان به سکس کشیده شده. تجاوز و خاموش کردن سیگار رو بدن یه دختر زاییده خشونت نیست بلکه خشونت فقط وسیله ای هست که جهت رسیدن به هدف نهایی توسط اون فرد به کار گرفته میشه. البته در مورد دوم من هم در گفتگو با مردهای ایرانی منشکل دارم… از هر راهی برای گفتگو وارد شدم آخرش به اینکه خواستم سر اونها کلاه بذارم متهم شدم… باهاشون صادق صادق بودم… گفتن… خواستی ما رو خر کنی و دل ما برات بسوزه…. یعنی تمام وجودت عطش دیدن فیلم پورنو خونه دوستت و وانمود کردن اینکه من از این کثافت کاری ها بیزارم. آموزش دادند که کور شو تا نبینی و این یعنی ثواب. اگه مردی حامی باشه… می گن به شعور و آزادی ما احترام نمی ذاره و ما رو دست و پا چلفتی می دونه… مردسالاره…. حالا کاری به نقش تربیت ندارم… چون از سر ما گذشته… فقط باید نسل آینده رو خوب تربیت کنیم…. و این چه فرقی با دیکتاتوری داره؟ البته من باز هم تاکید می کنم… این حرف من به این معنی نیست که ما نباید همدیگر رو نقد کنیم و برداشتهای ذهنیمون نسبت به یکدیگر رو نگیم…. کسی لینک دانلود داره ؟ عکس دختر همجنس باز بلوند اشنا که کیر هم دوست دارند کوس لیسی و همجنس بازی +کوس و کون بسیار زیبا+کس لیسی دو تا لزبین سکسی کليپ جق زدن سکسهاي کامل. حالا تردیدی که برای من به وجود اومده این هست که اگه در از دست رفتن این کنترلها شرایطی خارج از اراده ما به وجود بیاد، واقعا تکلیف چیه؟ محمد بیجه رو احتمالا می شناسید. در هفده سالگی مجری رادیوی محلی­شان شد. و فکر می کنی مرد رو ابزار فروکش کردن احتیاجات خودشون می دونن…. هنوزم نمی دانم چرا دلم چنین چیزی را خواست … مرد هاج واج نگاهم میکرد و نمی دانست شوخی می کنم یا جدی ام …برای اینکه بفهمانم ، تنها چیزی که به عقلم رسید این بود که توی گوشش بزنم و فحش بدهم …فحش های سخیفی که نمی دانستم از کجا یاد گرفته بودم … و این کلید انفجار باروت مرد بود دلم میخواست زجر بکشم …باتمام وجود. خیلی راحت می تونید پارتنرتون رو از بین اونها انتخاب کنید…. بدون اینکه ثانیه ای به همسر اون مرد فکر کنه و احساس کنه که آیا من ناخودآگاه با این کارم، نمی گم لیاقت من همینه که ابزار سکس توی مرد باشم؟ حس نمی کنه که باید عکس این رفتار کرد و به جای حمایت از دو نفر خائن از زنی که هم جنس خودشه و هم درد خودش حمایت بکنه. و در نتیجه مشکل بین خارج نشینها و داخل نشینها پیش می یاد…. خشونت قسمتی از طبیعت انسانه ، حتی خودت تیتر زدی دوست داشتنی ؛ مثل خیلی از صفات و احساسات دیگه ، زمانی هم بروز می کنه که انسان بهش نیاز داره ، چیز بدی هم نیست ؛ میتونه مفید باشه یا مضر به ایران و کانادا و آمریکا هم ربطی نداره ، انسان زمانیکه لازم شد از خشونت استفاده می کنه اونیم که زورش بیشتره و ابزارش رو داره برندست. من نمی گم چرا نویسنده های نسوان سکس می خوان. این در حافظه تاریخی زنان باقی مانده است، اما نکته اینجاست : مردی با عرضه است که بداند کی خشن باشد، کی مهربان باشد و کی به زنش محبت کند. ولی مثل اینکه امروزه روز با بستن یک اتهام آبکی تجاوز بدون وجود هیچگونه مدرک قاطعی چنان مرد بیچاره آچمز میشه که باید با زندگی و حرفه آش برای همیشه خداحافظی بکنه ،حالا میخواد گناهکار باشه و یا نه ولی بهرحال فاتحه اش خوانده است. اینکه با این مجرم باید چه کرد، آیا اعدام خوب است یا بد است! و دوم اینکه روش گفتگو رو بدونیم…. پارامترهای انتخابشون به مراتب سکسی تر هستش. پس شما را نزد مرد غریبه ای بفرستند که این بابای توست و شما مجبور باشید او را پدر خود دانسته و در خانه­اش زندگی کنید … حالا تصور کنید در این هاگیر و واگیر، سیاه­پوست هم باشید … تصور کنید بیش از چهار دهه از آن روزگاران گذشته باشد. من مدافع برابری حقوق زن و مرد هستم…. ولی لذت بردن از یک احساس فوق العاده قوی در رابطه جنسی به نظر طبیعی میآد. که پاسخ اثبات کنه کلا پایه و اساس منطق مقابل متزلزل هستش و تمام راهها رو در یک قدم ببنده… و به اصطلاح طرف رو مات کنه… خوب با این تعریف من فکر می کنم طرف مقابل باید فکر کنه که چرا منطقش اشتباه بوده… نه اینکه چرا طرف مقابل مات کرده…. هر کسی خودش می دونه که چطوری از زندگیش لذت ببره و تو زندگی به چی توجه کنه و اولویت زندگیش چی باشه…. غافل از اینکه موتور حرکت همین جریان هم تا حدود زیادی مردان هستند. Наш портал обладает огромную базу анкет, которая составляет 20 млн. از خشونت عریان و کور پرتغال کوکی که در نیمه دوم فیلم به خشونت سازمان یافته انسانهای متمدن علیه یک دیوانه تبدیل می شه، تا قتل عزیزترین ها در شاینینگ و غلاف تمام فلزی که فکر نمی کنم کسی ندیده باشه. البته من جستم و خوب خیلی هم جدی نبود… اما یکبار جستی ملخک …. و مطمین باش اگه ما یاد بگیریم به حریم خصوصی مردم احترام بذاریم جامعه هم دچار هیچ مشکلی نخواهد شد…. مثلا همین الان با دوستاش رفته بار من خسته بودم نرقتم…. خشونت کنترل نشده میشه خشونتی که فرد بهش اشراف نداره. ولی جون هرکی دوست داری نماینده ما نباش…. اصغر اشفته خونه رسید و به زمین و زمان فحش میداد باکسی دعواش شده بود و معلوم بود فشار زیادی رو تحمل می کنه. چهارم اینکه شما، عده ای، خیلی از افراد ، عمدتا زنها پذیرای خشونت در سکس هستن نکته ی تاسف باری نیست. من هم قبلا مثل شما فکر می کردم و کاملا درکتون می کنم که چی می گید…. اما وقتی همین ادمهای ساکت ، که نه مشکل خاصی دارند و نه تحت خشونت هستند این قابلیت را دارند که چنین خشن عمل کنند و بدتر اینکه، از خشونت ، حتی برای لحظاتی کوتاه در زندگی ، لذت ، ببرند ، برای من بسیار عجیب است» نکنید لطفا، شما برای مسائل پیچیده و عمیق روانی و اون آقا در پست قبل برای مسائل فرهنگی و اجتماعی به ظواهر استناد نکنید لطفا. چون تا چند روز نگاهش رو از من می دزدید و وقتی به رختخواب میومد که مطمن باشه من خوابم …. پی نوشت: یاد انتهای سریال دایی جان ناپلون افتادم که اسدالله داستان زن سابقش را تعریف می کرد که با البغدادی فرار کرده بوده است و …. تا اینکه تحویل نهایی پروژه رو گذاشت تو هاوایی…. اگر امروز که هیچ جوانمردی نتوانست این ازدواج را به او هدیه کند، با نامردی که به خودش اجازه داد آینده دختر جوانی را یکسره به تباهی بکشد، برخورد قاطعی نشود، این ماجراها ادامه خواهند داشت. چند ماه بعد این اتفاق تکرار شد بدون اینکه اینبار دعوایی کرده باشه… اما احساس میکردم از این نوع رابطه همراه با خشونت بسیار لذت می بره و واقعا اون زمان برام سوال بود که ایا این نوع رابطه رو برای خشونتش دوست داره یا برای خود رابطه و یکنواخت نبودنش و فرق داشتن با دیگر مواقع و راستش می ترسیدم از اینکه این خشونت باشه که براش جایگزین لذت بدنی شده و همین ترس بود که باعث شد درموردش حرف بزنم و اعتراض کنم و دیگه هم تکرار نشد دوم چند ماه پیش از مرد خواستم که خشونت بخرج دهد …نمی دانم چرا …اما دلم میخواست کسی کتکم بزند و ازارم دهد …. نسوان چان این ـزمایش ربطی به مسئله ای که شما مطرح کردید ندارد. وقتی صحبت از احساساتی در این حد و اندازه میشود یعنی از کف دادن عقل و اراده و اختیار و اینجاست که خطر ناک است. شخص سوم هم میشم برا زن و شوهرایی ک دوسدارن رابطه فانتزی داشته باشن. نمی دونم تا به حال دچار این تردید فلسفی در خصوص مفهوم خیر و شر شدی یا نه. ولی این به این معنا نیست که مردها هم در این شرایط مشکل داشتن جامعه زنان می تونن از خطوط قرمز رد بشن و وارد حریم زنان بشن و اینبار مدل مردسالاری عوض بشه… یکزمانی بردگی آشکار بود… تبدیل بشه به بردگی فکری…. کسانی که در آستانه چهل سالگی هستند، واقعا مرد رو یک دیلدو می بینند که کارش فقط کردن و رفتنه. واسه دیدن کلیپ با کیفیت خوب روی این لینک کلیک کنید و از تماشاش لذت ببرید. من قبلاً فکر میکردم که همه افراد بیگناه شناخته میشوند تا زمانی که در یک دادگاه گناهکار بودنشان ثابت نشه. و در برای دوست پسرم هم اتفاق می افته…. به تعداد آدمها رو زمین سلیقه در این زمینه داریم و هیچ کدام به اون معنی انحراف نیست. ولی در اون حد که شما گفتی که تبدیل میشیم به یه حیوون! و فکر می کنم برای حل موضوع اول باید مرز ارزشها رو برای خودمون شفاف کنیم مثلا یا سکس می خواهیم یا نه… حالا اگه می خواهیم و دختره هم می خواد دیگه به اینکه این موضوع فکر نکنیم که باز دارن سر من کلاه می ذارن …. راستش مشاور من میگه این یه بیماری نیست و عادیه و چهل درصد ملت دارن…. همه ما دوستداریم کمی خشونت رو تجربه کنیم. و البته خیلی خیلی دلایل اجتماعیه دیگه. بشدت احساس میکرد بهش نامردی شده و…. البته اینم بگم که احساس میکردم اصغر از این اتفاق شرمنده است. هم ساک داره هم کون ميده تازه اب يارو هم مياد. فک کنم راه حل اینه که روش های کنترل خشونت در جامعه ارائه بشه. و با این افکار هم که شاید به من خیانت می کنه خودم رو اذیت نمی کنم…. اگه می خواهی تو سکس مثل یک خانم با وقار باشی از روش یهودی های ارتدکس پیروی کن که خودشون رو تو یک ملافه می پیچن و از توی یک سوراخ توی ملافه سکس دارن اونم برای امر مقدس تولید مثل. و فکر می کنم این موضوع برای مردها هم درست هستش…. خواهشن به مفهوم بین خطوط توجه کن، اون دختر انقدر فضای آزادی رو در رابطه با من احساس کرده که تونسته بهم بگم کسی رو دوست داره و حتی در این حد جزئیات بگه که خاطرخواه چیه طرف شده. ول خشونت کنترل نشده و رفتار خشونت آمیز با یک انسان، نباید توجیه پذیر بشه، چون نهایتی نداره. فرهنگ مردسالاری و به تبع اون تربیت جنسی ناصحیح جامعه ما رو اعم از زن و مرد بیمارهای جنسی ای بار آورده که نتایجش تو زندگی روزمره تک تکمون مشهوده. فکر می کردم که شما خانم خویشتن دارتری باشی که برخلاف ویولیتا تن به هر رابطه ای نمی دی. حالا همین دختر، با همین نیاز و عطش برای به دست آوردن مرد و پاسخ به نیازش از ادبیات معکوس استفاده می کنه. یعنی اونایی که فکر میکنن رفتار طبیعی هیچ خشونتی توش نیست باید بدونن که فقط شصت درصد رو به خودشون اختصاص دادن…. حالا وقتی وارد مقوله سکس می شیم، دوست دختر من فکر می کنه اگه نمایش من از سکس بیزارم رو بازی کنه من بهش امتیاز می دم. در مورد خود ما …باید خودمون رو از تناقضات نجات بدیم…. دوست بزرگوار من، می دونم حرفم تلخ هست، اما متاسفانه با شدتهای کم و زیاد من دروغ رو به جرات می تونم بگم در تمام زنهای ایرانی می بینم. یه دختر کم سن و سال هم چند وقته داره با من زندگی میکنه پایه همه جوره عشق و حال هستیم. پی نوشت برای بعضی ار رجال نیمه محترم و جوگیر. كنترل خشم به دليل احترام به پدر، به معلم، به موي سفيد، به زور زياد، به پول زياد، به موقعيت مذهبي، به مقدسات و … فرو خوردن خشم به دليل حفظ ظاهر و آبرو فرو خوردن خشم به دليل اينكه خشمگين شدن زشته كنترل خشم به دليل ضعف كنترل خشم به دليل اينكه بايد رفتار غلط اطرافيانت رو بپذيري ولي نمي توني انتخاب كني كه اطرافيانت چه كساني باشن. در ضمن اینکه از نویسندگان این وبلاگ هم که به سکس فکر می کنن ناراضی هستی…. تازه وقتی مرد لب به اعتراض باز کنه متهم بشه به مردسالاری. و این بنظر من بسیار ترسناک است. برای خشونت و احساساتی که عموما در سکس میتونن آزار دهنده باشن، قرار دادن یک » کلمه ی امنیت » کلمه ای که با گفتنش بازی احساسی تموم میشه توصیه میشه. صادق چوبک هم در یکی از داستانهایش از قول زنی میگوید که از کتک خوردن توسط شوهرش که بوی عرق بدنش آزار دهنده بود و لباسهایش بوی الاغ بارکش میدادند ، لذت میبرد. وقتی کاری که ازت می خوان رو انجام می دی از چشمشون می افتی و وقتی درست رفتاری رو می کنی که نمی خوان عاشقت می شند. بهتر است نگاهی به آزمایش های زیمباردو در دانشگاه استنفورد هم بیاندازید. همین الان که من دارم این متن رو تایپ می کنم، کنار من مردی نشسته که به همسرش خیانت می کنه. یادم میاد جوون که بودیم با رفیقامون یه جمله 2 کلمه ای داشتیم » شیر اطمینان » که خیلی کمکمون می کرد. دوم من اینطور فهمیدم که به صورت کلی، هر فردی یک نوع » نهایت احساسی » رو برای روابط جنسیش ترجیه میده، ولی دوست داره بعضی مواقع بقیه احساسات رو هم امتحان کنه. فرهنگ و تربیت محیطی که در آن بزرگ میشویم چه خانواده و چه جامعه خیلی در این فرایند نقش دارد. Наш сайт знакомств дает возможность подобрать желаемого партнера по фотографии, телефонному номеру, анкете. خیلی تفاوت هست بین دختری که وقتی کسی بهش گرایش داره اولین کسی که از این موضوع آگاه می شه دوست پسرشه با دختری که به من می گه تو اگه بدونی من امروز با یک مرد متاهل قرار دارم ناراحت نمی شی؟ و با این شیوه می خواد اعتماد من رو جلب کنه که مسیری فراهم بشه براش که حتی لاس زدن با دوست متاهل من رو از دست نده. این وسط هم اروپا داره دست و پا میزنه که هر طور شده رئیس بعدی صندوق بین اللملی پول از اروپا انتخاب بشه تا به یک صورتی جلوی سیاستهای بی رویه پولی آمریکائیها گرفته بشه. حالا به همه اینها تجربه تجاوز در سن 8 سالگی رو اضافه کنید. هر جور شده ببينيد سکس لزبین ایرانی. ببین برای زنی که سالها تجربه زندگی مشترک داره، پارتنرهای زیادی رو تجربه کرده و حتی به این نقطه رسیده که خودش رو می شناسه به نظر من نباید اولویت ها تا این حد سکس باشند. همه ما کمی ترس رو دوست داریم. من نویسنده های این سایت رو مثال زدم. زندان بانها چطور تونستند رفتارشون رو برای خودشون توجیح کنند؟ آیا قبل از انجام آزمایش متوجه همچون رفتاری در وجودشون شده بودند. این به این معنا نیست که من از ماشین بدم میاد، مفهومش این هست که اولویت مهمتری برای من در زندگی وجود داره. پس بالاخره اعتراف کردی که دیوونه ای آخه فقط دیوونه ها از خشونت اونم از نوع جنسیش لذت می برند! به مرور زمان و هنگامی که اسفنکتر یا دریچه مقعد شل شد به دلیل احساس پر و خالی شدن انتهای روده بزرگ احساس لذتی به زن دست می دهد ولی از این طریق امکان ارضای جنسی زن وجود ندارد و زن ارضا نمی شود. آخر سر ازش پرسیدم… یعنی تو ناراحت نمی شی که یکی می خواد با دوست دخترت لاس بزنه؟! موهایم را دور دستش می پیچید و توی صورتم میزد و التش را دردهانم می گذاشت و سرم را محکم فشار میداد تا احساس خفگی کنم و کبود شوم …. خشونت زندانبان ها بی مهار شد و زندانیان تسلیم و پذیرا شده بودند. یا اینکه اون خوی فرشته گونه رو تقویت کنند و از اون لذت ببرند! اما فکر می کنی وقتی در قانون مجازات اسلامی ، کودکی که تا این حد شکنجه شده دوباره تحویل پدر و مادرش داده میشه … و همون پدر اگر دختری داشته باشه و بزرگ بشه همونطور که در 4 سالگی مثلا شکنجه اش کرده می تونه در بزرگسالی اون دختر رو بکشه و پول دیه اش رو بپردازه… در چنین جامعه ای با چنین قوانین انسانی اسلامی! دختری که تا این حد فضای آزاد داشت تا لحظه آخر اصرار داشت بگه حتی از هم لب هم نگرفتند. فکر میکنم که همه از موضع دولت آمریکا بر علیه ویکی لیکس خبر داشتند و کوتاهی دست آمریکا برای جلوگیری از نشت اطلاعات. به نظرم آنهایی به سراغ خشونت در سکس میروند که معنی واقعی لذت بردن از بودن با دیگران را از یاد برده اند. خیلی ها نمی تونن و یا نمیخوان این حس ها را بپذیرن. مشکل ما این شده که نمی دنیم چی ارزش هست؟! نیچه میگه: سراغ زنها میروی؟تازیانه ات را فراموش نکن! اما با این پول ماشین نمی خرم بلکه سرمایه گذاریش می کنم. لی لی خنگه: اولاً طرف صحبتم با شما نبود! خداوند شما پنج نفرو برای اسلام و مسلمین حفظ کناد انشااله مخصوصا بانوی قدسیه مومنه مطهره سامانتا رضوان اله تعالی علیه که هرچند در غیبت تشریف دارند اما همانطور که انسانها از خورشید پشت ابر بهره می برند از نفحات قدسیه ایشان هم ما بهرمندیم که اندرونی باعنایات ان وجود نازنین است که پابرجاست و هرچند این روزها سرگرم مبارزه با دجال زمان بانو تناردیه جهنم اله تعالی علیه می باشند اما ما منتظران هرروز برای پیروزی ایشان در راند دوم مبارزه حق علیه باطل دست های خود را بلند می کنیم و برای سلامتی ان وجود نازنین از درگاه ایزد منان طلب سلامتی و مغفرت داریم …. من مثل یک ربات گوشه ای فقط نگاه میکردم و نگرانی توام با ترس تمام وجودم رو فراگرفته بود. نمی فهمید من چرا ناراحتم بهم می گقت ببین اونها به هیچوجه نمی تونن برای شما اتاق مشترک رزرو کنن… آخر سرم که حالیش کردم…. اگه خواستی در مورد ریشه هاش صحبت کنیم، ولی حدسم اینه که سعی کنی بدون اینکه به این حرفها فکر کنی فقط یک جواب دندان شکن بدی. من تجربه ی بازی بدون کلمه ی امنیت رو داشتم خودم…. همونطور که گاهی از درد های جزئی لذت میبریم. کار دوست دختر من به سکس با کسی کشید که به قول خودش تنها جذابیتش براش مدل موهاش بود. کس لیسی دو تا لزبین سکسی لزبین بيرون ميديدم لباسم رو كه آماده كردم جا به جا شده ميدونستم كار ياسره ولي به روش نمي آوردم يه بار هم كه فكر كرده بود من خوابم اومده بود تو اتاقم گوشه پتو رو بلند كرده بود داشت به پاهام نگاه ميكرد صداي نفسش رو ميشنيدم هم خنده ام گرفته بود هم نميخواستم بهش زياد رو بدم ولي گاهي هم بهش حال ميدادم مثلا ميگفتم بيا من رو ماساژ بده ميفهميدم كيف ميكنه چند بارم كيرش بزرگ شده بود كه من ديدم ولي چيزي بهش نگفتم خلاصه كه ياسر از هر سکس لزبین ایرانی. آن آقا — آقای پدر — با انضباط و سخت­گیری، اپرای رنجور و غمگین را به زندگی بازگرداند، تشویقش کرد که بهترین باشد. برای همین وقتی بچه های کوچیک ناخواسته سکس والدین رو میبینن فکر میکنن اونها داران هم دیگرو اذیت میکنن و اثر روحی بدی میزاره روشون. و امیدواریم شما مومنین و مومنات در لحظات سکراور خلسه مخصوصا در شب بیداری های خالصانه مارا از دعای خود فراموش نفرمایید …. و تبدیل به واقعیت هراسناکی شد… حتی وقتی به هم یاد آوری می کردند که چه کسی هستند… به نظر من خیلی خوب گفتید…کاملا درسته…. بسیاری از رفتارهای ما بدون اینکه بدونیم ریشه در تاریخ تکامل ما دارد. عده ای مثل نویسنده های نسوان به این آگاهی می رسند و عده زیادی که نمی رسند آدم رو دیوونه می کنند. حداقلش این است که رفتارهای نامربوطی می­کنند که دیگران را ناشاد و خودشان را ناشادتر می­کند.。
67

88